تبليغاتX
ღஜ سکوت شب ஜღ


ღஜ سکوت شب ஜღ

 

 

 

شکستم ولی تکیه گاه تواَم...ببین بی کس اما پناه تواَم

یه عمره که از غصه و غم پُرَم...به جای تو بازَم شکست می خورم

همون وقت که از زندگی خسته ای...بَرات باز نشد هر درِ بسته ای

می خوام توی نقشِ تو بازی کنم...به هر سختی تقدیرو راضی کنم

اگه خاطراتتو رو دوشَمه...به جای تو غصه تو آغوشمه

یه حسی منو سمت تو می کِشه...می گه این عذاب عین آرامشه

تو هیچ وقت کنارت ندیدی منو...جلوتر اَزَت رفتم این جاده رو

مبادا که غم راهتو سد کنه...به جای تو دنیا به من بد کنه

همه خنده و شادی هام مال تو...تو رفتی و قلبم به دنبال تو

هوای تو رو دارم هر جا بری...بازم پیشتم حتی تنها بری

 

Reza Shiri - Man Be Jaye To

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 22:15 توسط زهره| |

گاهی حرفهایی است برای نگفتن

فاصله ای است برای پر نشدن

فاصله ی من و تو اندازه بی کسی من است

و بی کسی من اندازه تمام غرور تو

 

آدمی که منتظر است
هیچ نشانه ای ندارد
فقط با هر صدایی
برمیگردد.....!

 

روزگاری ست سهراب!!!
همه از هم دورند همه از هم بیزار!
نارفیقی باب است نامردان بسیار!
کاش به ما می گفتی خانه ی دوست کجاست!!!



دقیقا زمانی که داری توی بی‌خیالی همه چیو فراموش میکنی
یهو یه آهنگی ، یه نوشته‌ای ، یه اسمی ، یا حتی یه حرفی‌
همه خاطراتو جلو چشمت میاره .....

 

سکوت راهی برای رهایی ایست

سکوت میکنم در مقابل همهء فریادها


 

حکايت من حکايت کسي است که عاشق دريا بود اما قايق نداشت.. دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت..کسي که زخم دل داشت اما نناليد..گريه کرد اما اشک نريخت.. حکايت کسي است که پر از فرياد بود اما سکوت کرد

 

نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 12:18 توسط زهره| |

 
 
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض

صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض

یک طرف خاطره ها!

یک طرف پنجره ها!

در همه آوازها! حرف آخر زیباست!

آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 20:15 توسط زهره| |

 

یه حرفایی همیشه هست که از عمق نگاه پیداست .....

ولی افسوس .............

 

 

همیشه آخر حرفا ، پر از حرفای ناگفتست

همیشه حال ما اینه ، همیشه دنیا آشفتست ...

نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 18:19 توسط زهره| |

تو دنياي بزرگ ما هركي يه سازي ميزنه

فرهاد يه كوه و ميكنه شيرين دلش رو ميشكنه

مجنون تموم عمرشو اسير ليلي ميمونه

ليلي همش از رفتن و جدايي آواز ميخونه

زمونه مون زمونه مجنوناي قلابيه

به چشم ليلياي شهر لنزاي سبز و آبيه

فرهاد كوه كن ديگه نيست شيرين به تلخي ميزنه

عاشقي از مد افتاده عهدا يه روزه ميشكنه

يكي ليلي يكي مجنون ، يكي خوشحال يكي داغون

يكي فرهاد يكي شيرين ، يكي شاد يكي غمگين

هركي يه سازي ميزنه كي ميدونه چاره چيه

قلبا همه سنگي شدن كي ميدونه كي به كيه

وقتي يكي واسه دلش تو بارون آواز بخونه

همه بهش ميخندن و ميگن ديوونه س ديوونه

هركي واسه يه دلخوشي از صبح تا شب جون ميكنه

يه كسي عاشق ميشه و يكي دلارو ميشكنه

يكي ميگه كه عاشقي فقط يه قصه س تو كتاب

اون يكي چشم مي بنده و عشقشو ميبينه تو خواب

يكي ليلي يكي مجنون ، يكي خوشحال يكي داغون

يكي فرهاد يكي شيرين ، يكي شاد يكي غمگين

نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 18:16 توسط زهره| |

 

 با تو هستم اي مسافر

با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده

ای که دل تنگی غربت منو از یاد تو برده

هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره

گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من میاره

با تو من چه کرده بودم؟ که چنین مرا شکستی

بی وداع و بی تفاوت سرد و بی صدا شکستی

به گذشته بر می گردم به سراغ خاطراتم

تازه می شود دوباره از تو داغ خاطراتم

به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن

هر کجا باشی و باشم به تو بر می گردم حتما


این تویی همیشه ی من توی آینه ی تقدیر

با همه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر

با تو من چه کرده بودم؟ که چنین مرا شکستی

بی وداع و بی تفاوت سرد و بی صدا شکستی

نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 19:39 توسط زهره| |

 

کاش غصه تموم میشد کاش گریه نمی کردم

من باعث و بانیشم دنبال کی می گردم؟

تقصیر خودم بوده هرچی که سرم اومد

از هرچی که ترسیدم عینا به سرم اومد

تو حس منو دیدی احساس خطر کردی

تا رازمو فهمیدی دنیا رو خبر کردی

این حادثه ی تلخو از چشم تو میدیدم

تو روی تو دنیا بود من پشت تو جنگیدم

تو روی تو دنیا بود من پشت تو جنگیدم

تو روی تو دنیا بود من پشت تو جنگیدم

دانلود

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 17:6 توسط زهره| |

کاش بارانی ببارد ، قلبها را تر کند

بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند


قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند


بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را

شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند


چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد شما را تر کند 

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 20:34 توسط زهره| |

 

فرهاد مرو هوای من بارانیست 

این کلبه غم بدون تو ویرانیست 

تنها شده ام میان گردی از غم

اینجا دل من به عشق تو زندانیست 

شیرین شده ام که بیستون را بکنی 

هر چند که ادعای من حیرانیست!

امروز به قصر من بیا فرهادم 

حالا که ملاقات توام پنهانیست 

ای کاش که متهم به مردن بشوم 

هرچند که جسم زنده ام قربانیست 

امشب که روم خواب تو را خواهم دید

بیمارشدم نگاه تو درمانیست 

فردا که مرا صدا زنند از ایوان 

فهمند که نجوای دلم عرفانیست 

قربانی عشق تو شدن باشم کاش!

از عشق بمردم و نگو نادانیست

نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 11:11 توسط زهره| |

 

زخم بی رحـــم زمونه، کهنه میشه رفته رفتـه

میگذره هرچـی که باشه، سال و مـاه و روزو هفتــه



منـم اون ابری که میخـواد ،توی شوره زار ببـــاره

چشمای منتظر من، توی حسرت بهاره


پـا گرفته جای شادی، غـم عالم توی سینـــــهَ م

من که خورشیدمو حتی، توی خوابم نمی بینم


عمر مـــا عمر مـــن و تــــو چـــو حباب روی آبـــــه

زندگی گـاهی حقیقت، گاهی َم نقش سرابه


گاهی بردن، گـاهی باختن، گاهیَ م سوختنو ساختـن

گاهی در ســاحل مقصود گاهـی در تباهی تاختــن


پا گرفته جای شادی، غم عالم توی سینــهَ م

من که خورشیدمو حتی، توی خوابم نمی بینم

......

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 19:39 توسط زهره| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ